جوک

به معتادی گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه می کشی؟ چلا شیشه می شکنی؟ چلا هف نمی زنی ؟ چلا هشتی ناراحت؟

یه بنده‌خدا داشت با کایت پرواز می‌کرد. یک کلاغ از بغلش رد شد و گفت: به حق چیزای ندیده، من کرکس دیده بودم ولی خرکس ندیده بودم

 

یارو با رفیقش میخواستن دو تا سنجاب نایاب رو از مرز خارج کنن،‌ میگن:‌ چی کار کنیم نگیرنمون؟ ور میدارن سنجابا رو میگذارن تو شورتشون. پاسگاه اولی رو رد میکنن، دومی رو هم رد میکنن، سومی که میرسن، یکی‌شون سنجابه رو در میاره پرت میکنه بیرون. پلیس هم میگیرتشون، تو زندان رفیقش بهش میگه: آخه مادر...! تو که تا اینجا اومده بودی، یکم دیگه هم صبر میکردی، از مرز رد شده بودیم. آخه چه مرگت بود یهو سنجابه رو در آوردی؟! یارو میگه: آخه بابا این سنجاب سر پاسگاه اول فکر کرده بود بیضه‌های من فندقه، سر پاسگاه دوم فکر کرده بود باسن من لانه‌شه، به سومی که رسیدیم میخواست فندق‌ها رو ببره تو لانه‌اش

 

 

 

یه رشتی تو ژاپن کار میکرده زنگ میزنه خونه و میگه مامان وضع مالیم خوب شده واسم زن بگیرین اسم پسرم را هم بزارین علی

 

 

به ترکه میگن با "لجن"جمله بساز میگه:نمیدونم چرا همه بچه محل ها با من لجن؟

این هم یه شعر واسه بعضی دخترهای امروزی : آخر یه روز تیک میگیری ، لباسهای شیک میگیری ، بابات را میکنی کچل ، تا بینی رو کنی عمل ، با همراهت زنگ میزنی ، عینک رنگ رنگ میزنی ، این دل و اون دل میزنی ، هی به موهات ژل میزنی ، جنس لباسات تریکو ، موزیک فقط از انریکو ، جوراب های فسقلکی ، روسری های الکی ، با اشوه های شُتری ، میشینی پشت موتوری ، تو خیالت خیلی تکی ، فکر میکنی با نمکی ، خوشی با این تیپ خفن ، حالا قشنگی مثلا ؟

معلمه داشته پای تخته مسئله حل می‌کرده، ‌یهو یکی از ته کلاس میگه: می‌...مت! یارو به روی خودش نمیاره، یکم میگذره دوباره یکی از ته کلاس میگه: می...مت بچه ...! باز معلمه به روی خودش نمیاره، بار سوم دوباره یکی از ته کلاس همینو میگه، معلمه تیز بازی درمیاره،‌ گیرش میاره. شاکی از کلاس، میرن بیرون، میره پیش مدیر دبیرستان میگه: بابا این چه افتضاحی؟! این چه مدرسه گندیه؟! من دارم سر کلاس ریاضی درس میدم، یک پسره هی میگه: می...مت! مدیره می‌پرسه:‌ یارو لباس سورمه‌ای تنش نبود؟ معلمه میگه: بله! مدیره میگه: شلوارش هم سیاه بود؟! معلمه میگه: آره خودشه! مدیره میگه:‌ ببین این راست میگه، جدی جدی می...نه!

 

 

یه بار به یکی میگن باخرچنگ جمله بساز میگه کره خر چنگ نزن

 

 

یک روز یک مرغ میره مغازه میگه ببخشید اقا ادامس شوهر من رو دارید

 

می دونید سیاهپوستا به شامپو بدن چی می گن؟می گن مشکین تاژ
اینم یه عکس جوک
بدون شرح:

/ 0 نظر / 4 بازدید